‏نمایش پست‌ها با برچسب شاعرانه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شاعرانه ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

جشن فراموشی واژه‌ها

واژه‌ها آخرین یادبود روزهای رفته هستند

و تو آنسوی روزهای من

در جشن فراموشی واژه‌ها

شعری را که اینک سرودم 

سال‌ها بعد خواهی خواند.

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

مهم نیست

مهم نیست 
این روزها شبیه چوب خشک شده ای
اما من، دل ِ من
گیر این چوب بی احساس است

۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

نامه‌ی بی جواب

تکرار هر نامه‌ی بی جواب
تنهایی کش دار یک عاشق است

۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

هر ابری هر اشکی

برف، داستان ابریست
که اشک هایش
یخ زده است

۱۳۹۰ مهر ۵, سه‌شنبه

تو و شعر و پاییز

شعر؛ جای خالی تو
پاییز؛ دلتنگی واژه های من
تو؛ شعرهای پاییزی من

۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

به چه می مانم (2)

به برگی فرو افتاده می مانم
که عابری تنها
صدای سوتش را
با پایی که روی من می گذارد
غمبار می کند

به چه می مانم (1)

به شعری محزون می مانم
که شاعری خسته
سال ها پیش
از یاد برده
چنین غزلی گفته

۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

روزهای جنگ

پستچی ها دیگر باز نمی گردند
کبوترها هم سال هاست گم کرده اند راه را
من هم کسی را ندارم که نامه ای بنویسم

۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

کوچ

پرستو
به آشيانه ات برگرد
بی تو آغوش درخت از بهار تهی است

۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه

روزت مبارک

صدای آب
نشان آبادی است
صدای تو
نشان زندگی

۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

صدای پاییز

صدای پای پاییز را باد
می خواند در میان برگ ها

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

برای او که رفت

به آرامی از ما گذشتی
تا مرا با گذشته هایم تنها گذاری
چطور دلت آمد
که رفتی؟

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

امید

بر برگ های مانده بر زمین
رد پایت می گوید
بهار باز خواهد گشت

بر تو نوشتن

من آخرین ترسیم زمانه هستم
تو کاغذ رسم ام باش

۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه

رفتن تو

بهار من!
نام پاییز نبود که برگ ریزان راه انداخت
رفتن تو بود
که درخت را خشکاند

یادگار تو

رد بوسه هایت را که بگیری
به زخمی می رسد
که هر سال
کهنه تر می شود 

۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

بمان

نرو
طاقت ندارم
با خاطره هایت
تنها شوم

دیر رسیدم

سهم من از تو
تنی بود
که جان نداشت

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

شعرها

هرکس
شعری نگفته
هیچگاه
عاشقی نکرده

نوشتم

نوشتم
تا تو را پیدا کنم
نخواندی
مرا گم کردی